در این دنیا کسی یار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی غمخوار کسی نیست
دیگر تنها نیستم در کلبه تنهاییم
با داشته هایم سر گرمم در سالهای دوری از تو
حنجره ای دارم برای فرو بردن بغض
چشم هایی که می بارند همچون ابر زمستانی
لبهایی که دوخته شدند تا سکوت را فریاد زنند
دستهایی که خالی مانده اند از دستان مهربان تو
پاهایی که مانده اند در ابتدای راه رفته ات
وپنجره ای که در پشت آن روح بی پاسخ من
چشم بر کوچه بن بست دارد
در شبهای بی فروغی که ستاره چشمانت روشنگر آن نیست
نظرات شما عزیزان:
خیلی قشنگه وبلاگت .gif)
پاسخ:ممنون
.gif)
پاسخ:ممنون
سلام عزیزم وبلاگت عالیه بهم سر بزنی خوشحال میشم.gif)
پاسخ:سلام.مرررسی که سر زدی.حتما سر میزنم
.gif)
پاسخ:سلام.مرررسی که سر زدی.حتما سر میزنم
راستی یادم رفت بهت بگم لینکت کردم گلم ببخشید که یکم دیر شد.gif)
.gif)
پاسخ:مررررررررررررررررسی.شما هم لینک شدین
.gif)
.gif)
پاسخ:مررررررررررررررررسی.شما هم لینک شدین
?-†?êmê§ |